او همچنین برای توضیح بیشتر وضعیت تکینگی گفت: تکینگی اصطلاحی است که هم در علم ریاضی و هم در نجوم استفاده می‌شود. بیشترین کاربرد این مفهوم در علم نجوم است. درواقع این اصطلاح برای توضیح وضعیت سیاهچاله‌های فضایی استفاده می‌شود. وقتی یک ستاره عظیم که ‌میلیون‌ها برابر خورشید ماست انرژی همجوشی درونی‌اش پایان می‌یابد، در خودش فرو می‌ریزد و بی‌نهایت فشرده می‌شود و آنگاه میدان گرانش عظیمی در اطراف آن به وجود می‌آید که همه اجرام اطرافش را در خود می‌بلعد و به همین علت حتی نور هم نمی‌تواند از آن خارج شود، به آن سیاهچاله می‌گویند.
رنانی به‌عنوان یک نمونه عینی از سیاهچاله‌ها، شهر تهران را مطرح کرد که با ورود به مرحله تکینگی به یک سیاهچاله تبدیل شده است که همه چیز را در خود می‌بلعد و حتی حکومت هم دیگر نمی‌تواند تغییر اساسی در ساختار و روند آن ایجاد کند. او گفت که تهران، هم جمعیت هم سرمایه‌ها، هم نخبگان و هم بودجه‌های کشور را در خود می‌بلعد. دولت نهم چقدر تشویق کرد و پاداش داد تا بعضی کارمندان دولتی از تهران بروند اما بنابر آمار رسمی در عرض این سال‌ها تنها چند‌هزارنفر استقبال کردند که با گرفتن تشویق‌ها از تهران بروند اما در عوض سالانه ده‌ها‌هزارنفر به تهران مهاجرت می‌کنند. اکنون دیگر نه درباره ترافیک نه درباره آلودگی نه درباره جمعیت نه درباره فرسودگی شبکه‌های خدمات شهری و نظایر این‌ها در تهران تحولی نمی‌توان ایجاد کرد. اگر واقعا تهران روی گسل زلزله باشد و احتمال زلزله بالا باشد چه می‌توان کرد؟ هیچ؟ حتی حکومت نخواهد توانست پایتخت را از تهران ببرد چون این به این معنی است که بخش بزرگی از سرمایه‌های تهرانی‌ها که همان ارزش مستغلاتشان است را نابود خواهد کرد و قطعا با مخالفت شدید و گسترده تهرانی‌ها روبه‌رو خواهد شد به گونه‌ای که هیچ دولتی جرات چنین اقدامی را نخواهد داشت. تهران نه می‌تواند به وضعیت گذشته‌اش برگردد و نه آینده‌اش خیلی قابل پیش‌بینی است. تصور کنید اگر امروز در اصفهان یا شیراز زلزله هفت‌ریشتری بیاید می‌توان تصور کرد که چه خواهد شد و نهایتا در کل کشور تحول خاصی رخ نمی‌دهد اما اگر یک زلزله هفت‌ریشتری در تهران بیاید خیلی تحولات در کشور در حوزه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی رخ خواهد داد.
دانشیار دانشگاه اصفهان در توضیح بیشتر تکینگی اقتصادی گفت: امروز اقتصاد ایران وارد شرایطی شده است که دیگر نه قابل بازگشت به گذشته است و نه آینده‌اش قابل پیش‌بینی است و همه چیز را هم در خود می‌بلعد. دولت اکنون بالغ بر ۲۰۰‌هزار‌میلیارد تومان به سیستم بانکی و بخش خصوصی بدهکار است. آیا می‌تواند این بدهی را بپردازد؟ هرگز. مگر آن‌که خودش را به حراج بگذارد یا یک‌سال تمام مخارج خود را نصف کند که ناممکن است. و از این پس نیز بر این بدهی افزوده می‌شود. بخش خصوصی اکنون ۷۰‌هزار‌میلیارد تومان بدهی معوقه به سیستم بانکی دارد؟ آیا می‌تواند بپردازد؟ هرگز. چون برای پرداخت آن یا باید تولید کند و سود ببرد که بخش تولید اکنون در رکود عظیم است و خروج از این رکود عظیم دیگر دست بخش خصوصی نیست بلکه باید تحولات خیلی مهمی در حوزه سیاست رخ دهد تا اقتصاد به سوی رونق برود. اما این تحولات هم در کوتاه‌مدت ممکن نیست پس این بدهی همچنان افزوده می‌شود. راه دیگر این است که نظام بانکی وام بدهد تا بخش خصوصی این بدهی معوق را بازپرداخت کند. اما نظام بانکی هم‌اکنون حدود ۱۲۰‌درصد سپرده‌هایش وام داده است. یعنی نظام بانکی که حداکثر باید از هر ۱۰۰ تومان سپرده فقط ۷۰ تومان وام می‌داده اکنون در مقابل هر ۱۰۰ تومان سپرده ۱۲۰ تومان وام داده است.
این نظام بانکی عملا ورشکسته است فقط صدایش درنیامده است. یا این یارانه نقدی که دولت دارد می‌پردازد چگونه قابل توقف است؟ این چاهی که دولت کنده اکنون هر روز عمیق‌تر می‌شود و هر روز باید پول بیشتری استقراض یا چاپ شود تا یارانه‌ها پرداخت شود. همین الان دولت ۱۲۰‌هزار‌میلیارد تومان برای یارانه‌های سال ۱۳۹۲ پیش‌بینی کرده که منابع آن معلوم نیست. اما در عین حال نقدینگی کشور در این هفت سال شش‌برابر هم شده است. یعنی از زمان احمد شاه تا زمان آقای احمدی‌نژاد حجم نقدینگی به کمتر از ۷۰‌هزار‌میلیارد تومان رسیده بود و در همین هفت سال به ۴۳۰‌هزار‌میلیارد تومان افزایش یافته است. این نقدینگی دیگر قابل برگشت نیست. کسی گمان نکند که این نقدینگی را دیگر می‌شود کاهش داد. این‌ها و ده‌ها مثال دیگر نمونه‌هایی از وضعیت‌های بی‌بازگشتی است که اقتصاد ایران در آن گرفتار شده است که هم وضعیت امروز اقتصاد ایران را بی‌بازگشت کرده است و هم آینده اقتصاد ایران را به ابهام مطلق فرو برده است. به همین علت می‌گوییم اقتصاد ایران وارد مرحله تکینگی شده است یعنی به یک سیاهچاله تبدیل شده است که یا در خودش فرو خواهد رفت یا همه چیز با در خود می‌کشد و نابود می‌کند. رنانی بر همین اساس تاکید کرد که اگر هنوز اندک امیدی به توقف احتمالی این فرآیندهای مخرب باشد، در صورت اجرای فاز دوم هدفمندسازی این امید نیز از دست خواهد رفت.

او در بخش دیگری از سخنانش با توضیح مفهوم «افق رویداد» گفت که وقتی یک سیستم روز به روز انرژی‌اش کاهش یابد و نیز روز به روز امکان و فرصت توقف فرآیندهای جاری‌اش کم شود و نیز روز به روز پیش‌بینی‌پذیری‌اش رو به کاهش گذارد در مرحله «افق رویداد» وارد شده است. افق رویداد یعنی مرحله‌ای که اگر ادامه یابد حتما به یک رویداد غیرمنتظره منتهی و سپس وارد تکینگی خواهد شد. افق رویداد نیز یک اصطلاح نجومی است. رنانی اشاره کرد شواهد زیادی حاکی از این است که نظام سیاسی و اجتماعی ما دارد وارد مرحله افق رویداد می‌شود و به همین علت همه ما باید از نگاه آسیب‌شناسانه هشدار و به مقامات کشور زنهار دهیم که هرچه زودتر برای توقف این فرآیند دست به تصمیمات جدی بزنند.
رنانی در بخش پایانی سخنانش گفت ما سه مشکل داریم: حکومت وقت ندارد، اقتصاد صبر ندارد و جامعه اعتماد ندارد. یعنی حکومت فرصت زیادی برای تصمیم و اقدام جدی برای توقف روندهای موجود ندارد، اقتصاد هم دیگر توانایی‌اش تمام شده و نمی‌تواند خیلی صبر کند و به سرعت ممکن است وارد بحران‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای بشود. جامعه هم دیگر به سیاست‌های روزمره و شعاری اعتماد ندارد. باید اقدامات جدی‌ای انجام شود. بر این اساس لازم است نخست نظام تدبیر کشور به این جمع‌بندی برسد که باید کاری اساسی برای کشور صورت دهد. سپس باید یک بازنگری اساسی در اولویت‌های ملی انجام شود و برخی اهداف دون‌رتبه و غیرفوری از اولویت‌های ملی حذف و یکی دو هدف اصلی انتخاب شود و سپس با یک اقدام اساسی از سوی حکومت برای جلب اعتماد جامعه و به روش‌های صادقانه‌ای که جامعه بپذیرد که نظام تدبیر کشور قصد اصلاحات جدی دارد، جامعه و نخبگان و فرهیختگان را به سوی یک اجماع ملی ببرد و دست به تغییرات اساسی در برخی فرآیندها و ساختارها بزند.
موسس مرکز هم‌اندیشی استان اصفهان، در پایان سخنان خود به تحلیل فضای کسب و کار در کشور پرداخت و توصیه‌هایی برای بنگاه‌های خصوصی در جهت در امان ماندن از ضربات و التهابات فضای کسب و کار در سال ۱۳۹۲ ارائه کرد.